شش هیجان پایه و تأثیر آن‌ها بر زندگی روزمره

شش هیجان پایه و تأثیر آن‌ها بر زندگی روزمره

شش هیجان پایه در روان‌شناسی کدام‌اند و چگونه بر رفتار و رابطه‌های ما اثر می‌گذارند؟ 


نکات کلیدی

  • در چارچوب روان‌شناس پل اکمن، شادی، اندوه، ترس، انزجار، خشم و تعجب شش هیجان پایه هستند.
  • هیجان‌ها بر فکر، رفتار، تصمیم‌گیری و تعامل‌های ما با دیگران اثر می‌گذارند.
  • هیجان پایه معمولاً واکنشی خودکار است، اما شدت و شکل بروز آن در افراد و موقعیت‌های مختلف فرق می‌کند.
  • ترس به تهدید فوری مربوط است؛ نگرانی یا اضطراب می‌تواند به تهدیدی مربوط باشد که انتظارش را داریم.
  • هیجان‌های پیچیده می‌توانند از ترکیب هیجان‌های پایه شکل بگیرند.
  • شناخت شش هیجان پایه به درک بهتر واکنش‌های روزمره کمک می‌کند.

شش هیجان پایه کدام‌اند؟

هیجان‌ها بخشی همیشگی از زندگی روزمره‌اند. آن‌ها می‌توانند بر برداشت شما از موقعیت‌ها، تصمیم‌هایی که می‌گیرید و رفتارتان با دیگران اثر بگذارند. در دههٔ ۱۹۷۰، پل اکمن، روان‌شناس، چارچوبی را مطرح کرد که بر اساس آن شادی، اندوه، ترس، انزجار، خشم و تعجب شش هیجان پایه به شمار می‌آیند.

این هیجان‌ها معمولاً واکنش‌هایی خودکار و بنیادین توصیف می‌شوند. بااین‌حال، همهٔ افراد آن‌ها را با شدت یا به شکل یکسان تجربه نمی‌کنند. فرهنگ و تجربه‌های شخصی هم می‌توانند بر آنچه در موقعیتی خاص احساس می‌کنیم و بر شیوهٔ ابراز آن اثر بگذارند.

هیجان‌ها فقط به یک احساس درونی محدود نیستند. گاهی در حالت چهره، زبان بدن، لحن صدا یا واکنش‌های جسمی هم دیده می‌شوند. در ادامه، شش هیجان پایه و برخی از شکل‌های رایج بروز آن‌ها را مرور می‌کنیم.

شادی

شادی حالتی خوشایند است که ممکن است با لذت، رضایت، خرسندی و احساس بهزیستی همراه باشد. افراد ممکن است شادی را با چهره‌ای گشاده، زبان بدن مثبت یا تغییر در لحن صدا نشان دهند. بااین‌حال، آنچه برای یک نفر شادی‌آور است، لزوماً برای دیگری همان معنا را ندارد. فرهنگ می‌تواند بر تصور ما از منابع شادی، از جمله اهمیت موفقیت یا دارایی، اثر بگذارد.

پژوهش‌ها میان شادی و برخی جنبه‌های سلامت و بهزیستی، از جمله طول عمر و رضایت از زندگی زناشویی، ارتباط‌هایی گزارش کرده‌اند. در مقابل، اندوه و تنهایی نیز با دشواری‌هایی در سلامت و رابطه‌ها پیوند داده شده‌اند. این ارتباط‌ها به‌تنهایی نشان نمی‌دهند که یک هیجان به‌تنهایی علت پیامد خاصی است.

اندوه

اندوه اغلب واکنشی گذرا به تجربه‌هایی مانند فقدان، ناامیدی، طردشدن یا فشار روانی است. این هیجان ممکن است با گریه، کم‌تحرکی، سکوت یا فاصله‌گرفتن از دیگران همراه باشد. شدت و مدت اندوه می‌تواند با توجه به شرایط و برداشتی که هر فرد از آن دارد، تغییر کند.

بعضی افراد هنگام اندوه از دیگران کناره می‌گیرند، بارها به افکار منفی برمی‌گردند یا برای تسکین موقت به راه‌های ناسالم پناه می‌برند. چنین واکنش‌هایی ممکن است احساس ناخوشایند را طولانی‌تر کنند. اندوه شدید و ماندگار با اندوه گذرای روزمره یکسان نیست و می‌تواند با افسردگی ارتباط داشته باشد.

نام‌گذاری دقیق احساستان می‌تواند به شما کمک کند واکنش خود را بهتر درک کنید.

نام‌گذاری دقیق احساستان می‌تواند به شما کمک کند واکنش خود را بهتر درک کنید.

شادی و اندوه؛ دو تجربه متفاوت

شادی و اندوه از هیجان‌های پایه‌اند، اما تجربهٔ هرکدام به شرایط و معنایی که فرد به آن موقعیت می‌دهد وابسته است. برای نمونه، یک رویداد ممکن است برای کسی رضایت‌بخش باشد و برای دیگری ناامیدکننده. به همین دلیل، نباید از روی یک واکنش بیرونی دربارهٔ تجربهٔ درونی دیگران نتیجه‌گیری قطعی کرد.

همچنین، شادی همواره به معنای نداشتن دشواری نیست و اندوه نیز لزوماً نشانهٔ وجود یک اختلال به شمار نمی‌رود. هر دو، مانند دیگر هیجان‌ها، بخشی از تجربهٔ انسان هستند. بااین‌حال، اندوهی که شدید یا طولانی باشد ممکن است بر روابط و بهزیستی فرد اثر بگذارد.

پژوهش‌ها در حوزهٔ روان‌شناسی مثبت‌گرا توجه بیشتری به شادی داشته‌اند. یافته‌ها از ارتباط آن با سلامت و رضایت از رابطه‌ها حکایت دارند، اما منابع شادی برای همه یکسان نیستند. پیام‌های رایج در جامعه ممکن است موفقیت یا داشتن دارایی را برجسته کنند، درحالی‌که تجربهٔ افراد از شادی می‌تواند بسیار شخصی باشد.

شش هیجان پایه در واکنش به تهدید و تغییر

ترس

ترس واکنشی قدرتمند به تهدیدی فوری است و می‌تواند در محافظت از فرد نقش داشته باشد. هنگام احساس خطر، بدن ممکن است وارد واکنش «جنگ یا گریز» شود: عضله‌ها منقبض می‌شوند، ضربان قلب و تنفس بالا می‌رود و ذهن برای واکنش به خطر آماده‌تر می‌شود. بعضی نشانه‌های ترس، مانند گشادشدن چشم‌ها، عقب‌کشیدن چانه یا تلاش برای دورشدن از تهدید، در چهره و زبان بدن دیده می‌شوند.

ترس با اضطراب یکسان نیست. ترس معمولاً به خطری مربوط می‌شود که در همان لحظه وجود دارد؛ اما ممکن است واکنشی شبیه ترس در برابر خطری که انتظارش را داریم یا فقط درباره‌اش فکر می‌کنیم هم شکل بگیرد. ترس از موقعیت‌های اجتماعی، برای نمونه، می‌تواند از انتظار روبه‌روشدن با چنین موقعیت‌هایی ناشی شود.

برخی افراد به محرک‌های ترس‌آور حساس‌ترند. در مقابل، گروهی از افراد موقعیت‌های هیجان‌انگیزی را که ترس ایجاد می‌کنند، مانند ورزش‌های پرهیجان، دنبال می‌کنند. تکرار روبه‌روشدن با یک موقعیت ترس‌آور ممکن است به آشنایی و سازگاری با آن کمک کند. مواجهه‌درمانی نیز بر روبه‌روشدن تدریجی با ترس‌ها در شرایط کنترل‌شده و ایمن تکیه دارد.

انزجار

انزجار ممکن است در واکنش به مزه، بو یا منظره‌ای ناخوشایند پدیدار شود. روی‌گرداندن از عامل ناخوشایند، جمع‌کردن بینی، بالا‌کشیدن لب بالا یا حالت تهوع از واکنش‌های احتمالی آن هستند. پژوهشگران این احتمال را مطرح کرده‌اند که انزجار در گذشته به دوری از غذاهای مضر یا خطرناک کمک می‌کرده است.

بهداشت نامناسب، عفونت، خون، فساد و مرگ هم می‌توانند این هیجان را برانگیزند. افراد ممکن است در برابر رفتارهایی که آن‌ها را ناپسند، غیراخلاقی یا شرورانه می‌دانند نیز انزجار اخلاقی احساس کنند.

خشم

خشم می‌تواند با خصومت، ناکامی و برانگیختگی همراه باشد. وقتی فرد احساس کند با تهدیدی روبه‌رو است، خشم ممکن است او را به دفاع از خود سوق دهد. این هیجان می‌تواند در حالت چهره، مانند اخم‌کردن، در زبان بدن یا لحن تند صدا دیده شود. تعریق و سرخ‌شدن صورت هم از واکنش‌های جسمی احتمالی هستند.

خشم همیشه بی‌فایده نیست. گاهی به فرد کمک می‌کند نیازهای خود را در رابطه‌ای روشن کند یا برای حل مسئله دست به اقدام بزند. اما وقتی شدید، کنترل‌نشده یا به شکلی آسیب‌زا ابراز شود، می‌تواند به پرخاشگری، آزار یا خشونت بینجامد. خشم مهارنشده همچنین ممکن است تصمیم‌گیری منطقی را دشوار کند و با پیامدهایی برای سلامت جسمی و روانی همراه باشد. پژوهش‌ها آن را با بیماری عروق کرونر قلب و دیابت و نیز رفتارهای پرخطر مانند رانندگی تهاجمی، مصرف الکل و سیگارکشیدن مرتبط دانسته‌اند.

برای درک ترس، به موقعیت و نشانه‌های بدنی هم‌زمان توجه کنید.
برای درک ترس، به موقعیت و نشانه‌های بدنی هم‌زمان توجه کنید.

تعجب

تعجب معمولاً واکنشی کوتاه به رویدادی پیش‌بینی‌نشده است و می‌تواند مثبت، منفی یا خنثی باشد. دیدن دوستانی که برای جشن تولد گرد هم آمده‌اند، ممکن است تعجبی خوشایند ایجاد کند؛ اما روبه‌روشدن ناگهانی با موقعیتی ترسناک می‌تواند تعجب ناخوشایند باشد.

بالارفتن ابروها، بازشدن چشم‌ها و دهان، عقب‌پریدن یا نفس‌کشیدن ناگهانی از واکنش‌های احتمالی به تعجب هستند. این هیجان گاهی واکنش جنگ یا گریز را هم فعال می‌کند. رویدادهای غیرمنتظره ممکن است بیشتر از رویدادهای معمولی توجه ما را جلب کنند و در حافظه بمانند. همچنین، اطلاعات یا استدلال‌های غافلگیرکننده می‌توانند بر برداشت افراد اثر بگذارند.

از هیجان‌های پایه تا احساسات پیچیده

شش هیجان مطرح‌شده در چارچوب اکمن، تنها احساساتی نیستند که افراد تجربه می‌کنند. او بعدها هیجان‌های دیگری مانند سرگرمی، تحقیر، خرسندی، خجالت، هیجان، گناه، افتخار به دستاورد، آسودگی، رضایت و شرم را نیز در نظر گرفت. بااین‌حال، به گفتهٔ او، همهٔ این موارد لزوماً به شکل هیجان‌های پایه در حالت چهره بازتاب پیدا نمی‌کنند.

روان‌شناس رابرت پلاچیک برای توضیح پیوند میان هیجان‌ها، «چرخ هیجان‌ها» را پیشنهاد کرد. در این دیدگاه، هیجان‌های پایه می‌توانند مانند رنگ‌ها با هم ترکیب شوند و حالت‌های پیچیده‌تری بسازند. برای نمونه، شادی و اعتماد می‌توانند در کنار هم به شکل‌گیری عشق کمک کنند.

دربارهٔ شمار و دسته‌بندی هیجان‌های پایه میان نظریه‌پردازان توافق کامل وجود ندارد. برخی رویکردها از دو یا سه هیجان پایه سخن می‌گویند و برخی دیگر هیجان‌ها را در لایه‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند. در یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۱۷، پژوهشگران ۲۷ دستهٔ هیجانی را شناسایی کردند. آن‌ها این دسته‌ها را کاملاً جدا از یکدیگر ندانستند و به وجود طیف‌ها و پیوند میان تجربه‌های هیجانی اشاره کردند.

بنابراین، ممکن است فرد در یک موقعیت چند هیجان مرتبط را با هم تجربه کند یا از حالتی به حالت دیگر برسد. هیجان‌ها معمولاً جدا از هم رخ نمی‌دهند؛ کنار هم قرارگرفتن آن‌هاست که تجربهٔ عاطفی هر فرد را شکل می‌دهد.

برای توصیف تجربه‌تان، بیش از یک واژهٔ هیجانی را در نظر بگیرید.

برای توصیف تجربه‌تان، بیش از یک واژهٔ هیجانی را در نظر بگیرید.

چرا شناخت هیجان‌ها اهمیت دارد؟

شناخت هیجان‌ها کمک می‌کند بهتر بفهمیم در موقعیت‌های گوناگون چه واکنشی نشان می‌دهیم و احساس‌ها چگونه بر فکر، رفتار و رابطه‌های ما اثر می‌گذارند. این شناخت همچنین یادآوری می‌کند که یک رفتار بیرونی همیشه تمام تجربهٔ درونی فرد را نشان نمی‌دهد؛ برای نمونه، سکوت می‌تواند با اندوه همراه باشد، اما به‌تنهایی برای تشخیص احساس فرد کافی نیست.

توجه به تفاوت میان هیجان‌های پایه و حالت‌های پیچیده نیز تصویر دقیق‌تری از تجربهٔ انسان به دست می‌دهد. چارچوب اکمن یکی از روش‌های شناخته‌شده برای دسته‌بندی هیجان‌هاست، اما تنها نظریهٔ موجود نیست. پژوهش‌ها و نظریه‌های دیگر همچنان دربارهٔ شمار هیجان‌ها و ارتباط میان آن‌ها بحث می‌کنند.

جمع‌بندی

در چارچوب پل اکمن، شادی، اندوه، ترس، انزجار، خشم و تعجب شش هیجان پایه هستند. آن‌ها می‌توانند بر احساس، رفتار و رابطه‌های روزمره اثر بگذارند و شکل بروز یا شدتشان در افراد و موقعیت‌های مختلف فرق کند.

هیجان‌های پیچیده ممکن است از ترکیب چند هیجان شکل بگیرند و دسته‌بندی‌های روان‌شناسی دربارهٔ آن‌ها یکسان نیست. شناخت شش هیجان پایه، نقطهٔ شروعی برای درک بهتر واکنش‌های خود و دیگران است.

پرسش‌های متداول

در چارچوب پل اکمن، شادی، اندوه، ترس، انزجار، خشم و تعجب شش هیجان پایه هستند.

پل اکمن، روان‌شناس، این چارچوب را در دههٔ ۱۹۷۰ مطرح کرد.

خیر. شدت و نحوهٔ تجربه یا ابراز هیجان‌ها می‌تواند میان افراد و موقعیت‌ها متفاوت باشد.

ترس معمولاً واکنشی به تهدیدی فوری است؛ اضطراب می‌تواند به تهدید احتمالی یا موقعیتی مربوط باشد که فرد انتظارش را دارد.

نه. خشم گاهی به روشن‌شدن نیازها یا اقدام برای حل مسئله کمک می‌کند، اما ابراز شدید یا آسیب‌زای آن می‌تواند پیامدهای منفی داشته باشد.

بله. در برخی نظریه‌ها، هیجان‌های پایه مانند اجزایی هستند که با ترکیب آن‌ها احساسات پیچیده‌تر شکل می‌گیرند.

خیر. شش مورد، دسته‌بندی مطرح‌شده در چارچوب اکمن است. نظریه‌ها و پژوهش‌های دیگر شمار بیشتری از دسته‌های هیجانی را بررسی کرده‌اند.

خیر. اندوه می‌تواند واکنشی گذرا به تجربه‌های دشوار باشد؛ اما اندوه شدید و ماندگار ممکن است با افسردگی ارتباط داشته باشد.

0 — (0 توسط 0 نفر)

ارسال نظر

نظرات کاربران

از مطالب جدید باخبر شوید؟
با فعال کردن اعلان‌ها، مطالب جدید این وبلاگ را از دست ندهید.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران